تبليغاتX
شب های بی کسی
 

شب های بی کسی

 

     
   
 

براي درخواست تبادل لوگو کليک کنيد
  آگهي خود را اضافه كنيد

     
   
 

پيوندها

 

دوستان همراه

زيباترين قالبهاي وبلاگ
ایینه ی عشق(مهدی)
دختر تنهای تنها
عاشقانه دوستت دارم(محدثه)
کمک(علی گیتار)
عشق پنهان(ارش)
یادداشت های یک دلشکسته(نرگس)
ایهاب
کلبه ی دوست(سلطان عشق مادر)
اگه عاشقی گناهه...(ارشیا)
بوی بهار(مجید)
یادداشت های یک عکاس(نعمتی)
اخرین نفس(پسرک تنها)
خدا و عشق(ابراهیم)
گریوان(الیاس)
کبوتر قلب من(دانیال)
خاطرات شبهای مهتابی(مهرداد)
هستی من مینا(متین)
تنهایی ها و دلتنگی ها(رضا والی)
بوسه ی عشق(سعید)
عشق به خدا شاهراهی به کمال(بهنام)
باران
تمام نا تمام من با تو تمام میشود۩۞۩ღسیناღ۩۞۩
عشق پاک(یه دوست)
هشت بهشت(علیرضا)
فانوس شکسته(مرد مسافر)
کلبه ی تنهایی(محمد)
اتش عشق(سارا)
کلبه ی کوچک عشق(میلاد)
فلسفه(ارا)
عشق پاک و بی نهایت(کیانوش)
عاشق دل تنها(عاشق دل تنها)
زمزمه های تنهایی(شبح تنها)
احساس(مهسا)
روزهای بی کسی(تنها کس روی کره خاکی)
روزگار پائیزی(دیوانه)
یه نا امید(امید)
هدی گلدن
پری کوچک غمگین(محدثه)
مهربونی(شیما)
عشق و رفاقت(داش علیرضا)
باشگاه دانشجویان پیام نور(نظام)
نگاهی نو(حمید)
باورم کن(مهدی)
اشک نیما(پسربابا)
مریم ترین مریم(میثم)
امتداد سرنوشت(عاشق پیشه)
زندگی باید کرد(یگانه)
تنهاترین تنها(سهیل)
کمینگاه جنون(مرتضی و سمانه)
هر کی می خواد بخنده بیاد(فرزاد)
آرشيو پيوندهاي روزانه

 

امکانات

 

جستجوگر گوگل

 

امار سايت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

پشت این پنجره ها  ()

پشت یک پنجره ام

اسمان بارانی است

و زمین پر از لطف خدا

یک ترانه در بلندای نگاهم جاری است

اسمان بغض کبود

و چمنزار نگاهم تشنه ی باران است

شاخساران درخت ، گاهگاهی رد پایی از

 بهاران دارد

برگهایی کوچک پر از شبنم نرم

و در این بین

صدای بارش ابر لطیف

چه پر احساس طنین انداز است

همه چیز از پس پنجره ام پر عشق است

ناگهان یک پرنده که به زیر سایبان برگی

در دل خانه خود پنهان است

دزد چشمان من است

از دو چشمش خواندم که دلش قصه پریدن دارد

گرچه از بارش باران مستم

اما...

در عمق دلم می خواهم اسمان صاف شود

تا پرنده، دوباره، از پس این باران

در دل ابی دریا

روی دستان نسیم

تا بلندای کمانی رنگین

در دل ابی این روز قشنگ

پرواز کند



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  3:44 بعد از ظهر در تاريخ شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386

 

و بعد از رفتنت...  ()

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

 

تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگت دعا کردم

 

پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های ابی

 احساس

 

تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روییده با حسرت جدا

کردم

 

تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی

 

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

 

و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم

 

تو رت در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

 

همین بود اخرین حرفت

 

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

 

مریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب

 

ساکت و نارنج خورشید وا کردم

 

نمی دانم چرا رفتی؟

 

نمی دانم چرا...؟

 

شاید خطا کردم

 

و تو بی انکه فکر غربت چشمانم باشی

 

نمی دانم کجا...

 

تا کی...

 

برای چه...

 

ولی رفتی!

 

و بعد از رفتنت

 

باران چه معصومانه می بارید.

 

و بعد از رفتنت...

 

یک قلب رویایی

 

ترک برداشت

 

و بعد از رفتنت اسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

و گنجشکی که هر روز با مهربانی دانه بر می داشت

 

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

 

و بعد از رفتنت اسمان چشمانم خیس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد ، من بی تو تمام

هستی ام از دست خواهد رفت

 

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم

 مرد

 

و بعد از رفتنت دریاچه بغض کرد

 

کسی فهمید تو نام را از یاد خواهی برد

 

و من می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود از یاد

نخواهی برد

 

و بعد از رفتنت...

 



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  4:1 بعد از ظهر در تاريخ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386

 

  ()

سلام دوستان عزیز

امروز بعد از مدتها دوری از وبلاگ نویسی تصمیم گرفتم دوباره وبلاگمو اپ کنم

خیال دارم از امروز هفته ای یه بار وبلاگمو اپ کنم

امیدوارم که شما هم کمکم کنید



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  3:49 بعد از ظهر در تاريخ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386

 

  ()

سلام دوستان عزیز

از طرف خودم پیشاپیش سال نو میلادی را به همتون تبریک میگم

به قول فرنگیا

کریسمس مبارک

در ضمن از ان دسته عزیزانی که لطف می کنن و پیامهاشونو میل میزنن

خواهش دارم که خودشونو معرفی کنن

و ادرسی از خودشون جا بذارن

تا بتونم به بعضی سوالاتشون جواب بدم

باتشکر

ایام به کام



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  7:20 قبل از ظهر در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1385

 

غرور  ()

غرور

 

دوست داشتم اما نمی خواستم تا راز دل را با تو در میان بگذارم

 

به چشمانت کمتر گریستم که مبادا رازم بر ملا شود

 

به دیدارت مشتاقم اما نه انگونه که تو بدانی برای دیدنت امده ام

 

با تو سخن را می گویم

 

انگونه که دریچه ی دلم برایت گشوده نشود

 

دلم با غرورم در ستیز است

 

غروری که هیچ گاه به من اجازه نداد تا حرف دلم را بزنم

 

اما حالا با جرأت می گویم

 

 

دوستت دارم

 

 



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  4:5 قبل از ظهر در تاريخ یکشنبه سوم دی 1385

 

  ()

سلام دوستان عزیز

امیدوارم که همیشه حالتون خوب باشه

اول از همه پیشاپیش فرا رسیدن شب یلدا رو بهتون تبریک می گم

امیدوارم به همتون خوش بگذره

و بعد اینکه ممنونم که تا این لحظه منو تنها نذاشتین

نظرات شما باعث دلگرمی منه

منو تنها نذارین

ممنونم از لطف همتون

 



 

  |  نوشته شده توسط  مرضیه ساعت  6:27 قبل از ظهر در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385

 

صدایم کن  ()

صدایم کن

 

صدای تو خوب است

 

صدای تو سبزینه ی ان گیاه عجیبی است

 

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

 

در ابعاد ابن عصر خاموش

 

من از طعم تصنیف، در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

 

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

 

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

 

خاصیت عشق این است

 

کسی نیست

 

بیا زندگی را بدزدیم

 

و انوقت میان دو دیدار قسمت کنیم

 

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

 

بیا زودتر چیز ها را بفهمیم

 

ببین عقربکهای فواره در صفحه ی ساعت حوض

 

زمان را به گردی بدل کرده است

 

بیا اب شو مثل یک واژه در سطح خاموشی ام